از ساعت به مدت

مریم رستمی مدیر رادیو ورزش بانوان رادیو ورزش بانوان، نتیجه یك ایده دسته جمعی

رادیو ورزش بانوان در میان شبكه‌های تخصصی ورزشی را می‌توان یك پدیده رسانه‌ای معرفی كرد، پدیده‌ای كه در جریان فعالیت آن نوگرا‌هایی در زمینه ورزش بانوان انجام شد. از گزارش زنده مسابقات گرفته تا پوشش تمامی مسابقات. مریم رستمی مدیر رادیو ورزش بانوان در گفت‌و‌گو با جام جم از اهداف این شبكه، تاثیرگذاری آن و چشم انداز پیش رو می‌گوید.

1405/07/15
11:33

به گزارش رادیو ورزش و به نقل از جام جام انلاین، رادیو ورزش بانوان از زمان تاسیس تا امروز به سرعت گستردگی پیدا كرد و به یك پدیده جریان ساز در ورزش بانوان تبدیل شد. این اتفاق را بیشتر برای ما شرح بدهید.
بخش بانوان رادیو ورزش از سال 1401 و به همت معاون وقت و مدیر وقت شبكه رادیو ورزش كه در حال حاضر قائم‌مقام معاونت هستند راه‌اندازی شد. به نظر من این بخش از رادیو ورزش و به طور كلی این كانال رادیویی شاید باید بسیار زودتر از این راه‌اندازی می‌شد. برای من كه از ابتدای راه‌اندازی شبكه رادیو ورزش به عنوان تهیه‌كننده در این شبكه فعالیت كردم و سالیان سال در حوزه تهیه برنامه‌های ورزشی در رادیو و تلویزیون به عنوان مجری فعالیت داشته‌ام، این اتفاق می‌توانست زودتر رخ دهد.
فرصت پخش مسابقات بانوان ظرفیتی بود كه رادیو می‌توانست بسیار زودتر از اینها به صورت تخصصی از آن استفاده كند كه بنا به دلایل مختلف این اتفاق رخ نداد. اگر از همت معاونت محترم و مدیر شبكه سخن می‌گویم اغراق نكرده‌ام. خواست و همت آنها موجب شد این اتفاق خوب در معاونت صدا رقم بخورد.


رادیو ورزش بانوان، نتیجه یك ایده دسته جمعی / نگاه جزیره‌ای را پشت سر بگذاریم


یك اتفاق جدید دیگر پوشش كامل و زنده بسیاری از مسابقات زنده بود كه اتفاق جدیدی در كل ورزش زنان محسوب می‌شد. این روند چقدر به پویایی شبكه رادیویی ورزش بانوان كمك كرد؟
در گذشته سهم ورزش بانوان در رادیو و تلویزیون و در كنداكتور شبكه‌ها بسیار كم و كمرنگ بود. البته این به معنای آن نبود كه ما به ورزش بانوان نمی‌پرداختیم. برنامه تولید می‌كردیم و برنامه‌سازی داشتیم و هر از گاهی برخی گزارشگران دقایقی را به پخش یك رویداد ورزشی اختصاص می‌دادند. با این حال پخش مستقیم و كامل مسابقات بانوان به شكل امروز وجود نداشت.
اگر بخواهم به سال‌های بسیار دور بازگردم باید به زمانی اشاره كنم كه در سال‌های 78 و 79 وارد رادیو ورزش شدم. در آن زمان تعداد گزارشگران زن در شبكه بسیار كم بود و تقریباً وجود نداشت. یك تهیه‌كننده زن داشتیم كه بعد‌ها معاون شدند. بنده نیز در این حوزه فعالیت می‌كردم و پیش از آن خانم استاد بنده خانم نیساری بودند كه، چون تهیه‌كننده رادیو جوان بودند به شبكه خودشان بازگشتند.
من هم تهیه‌كنندگی می‌كردم و هم به عنوان گزارشگر میدانی به مسابقات اعزام می‌شدم. در واقع بسیاری از مهارت‌ها را به صورت تجربی یاد می‌گرفتیم، اما این فعالیت به معنای گزارش كامل مسابقات نبود.
مسابقات دانشجویی در آن دوره بسیار مفصل برگزار می‌شد و ما بیشتر در حد اعلام نتایج فعالیت می‌كردیم. برای مثال اعلام می‌كردیم كه فلان تیم در جایگاه نخست قرار گرفته یا نتیجه یك مسابقه چه بوده است. این وضعیت سال‌ها ادامه داشت و به تدریج گزارشگرانی نیز به مجموعه اضافه شدند، اما سهم ما از پخش مسابقات بانوان همچنان بسیار كم بود.
در حالی كه ورزش بانوان در بسیاری از رشته‌ها رشد خود را طی می‌كرد، اما رسانه در این زمینه عقب‌تر از ورزش حركت می‌كرد. برای مثال نخستین اعزام ما، پریسا بهزادی، به كره بود كه به عنوان نخستین پرتابگر زن در آن دوره در رسانه‌های دنیا بازتاب زیادی پیدا كرد. با این حال در حوزه رسانه داخلی شاید به این موضوع فكر نكرده بودیم كه می‌توانیم همانند مسابقات مردان گزارش كامل یك رویداد ورزشی بانوان را داشته باشیم؛ به ویژه در شرایطی كه قرار نبود تصویر مسابقات از طریق رادیو پخش شود.
به نظر می‌رسد این نگاه مردانه در آن دوره بیشتر وجود داشت و شاید این تصور وجود نداشت كه می‌توانیم مسابقات دختران و زنان را در رشته‌هایی كه امروز مورد توجه مخاطبان هستند به طور كامل گزارش كنیم. رشته‌هایی مانند والیبال، بسكتبال، فوتسال و هندبال ظرفیت بالایی برای پوشش كامل رسانه‌ای داشتند، اما چنین نگاهی در آن زمان به شكل گسترده وجود نداشت.
در سال‌های بعد و به ویژه در حوزه فوتبال برخی گزارشگران وارد این عرصه شدند. در دوره‌ای كه من از رادیو ورزش به رادیو پیام رفتم و مسئولیتی را بر عهده گرفتم مشاهده كردم كه برخی گزارشگران علاقه‌مند بودند رشته‌های مختلف ورزشی را گزارش كنند.
با این حال از سال 1401 شرایط به شكل جدی‌تری تغییر كرد و اكنون چهار سال از آغاز فعالیت بخش بانوان رادیو ورزش می‌گذرد.

درباره تأثیرگذاری این رسانه بر ورزش بانوان بگویید. این تاثیرگذاری را چطور توصیف میكنید؟ می‌توانیم آن را یك رسانه بزرگ برای كمك به ورزش بانوان قلمداد كنیم؟
شاید در حال حاضر استفاده از عنوان «رسانه بزرگ» برای این مجموعه كمی زود باشد. به چند دلیل. یك رسانه بزرگ برای فعالیت گسترده نیازمند محل پخش و زیرساخت‌های مشخصی است و از نظر امكانات مالی و ساختاری نیز باید ویژگی‌های مشخص رسانه‌ای را داشته باشد. ما هنوز نتوانسته‌ایم موج مستقل خود را دریافت كنیم. البته در حال حاضر پلتفرم «ایران صدا» را داریم و در كنار آن از حمایت رادیو ورزش نیز برخوردار هستیم. حمایت رادیو ورزش حمایت كمی نیست. رادیو ورزش یك شبكه تخصصی و پرمخاطب است كه در زمره نخستین شبكه‌های تخصصی پرمخاطب قرار دارد. همه می‌دانند كه اگر حمایت رادیو ورزش را نداشته باشیم نمی‌توانیم از یك شبكه تخصصی كامل سخن بگوییم.‌
نمی‌گویم پلتفرم ایران صدا مهم نیست، اما به هر حال ما رادیو هستیم و علاوه بر حمایت ایران صدا به یك موج اف‌ام نیز نیاز داریم. امیدواریم در آینده این موضوع به نتیجه برسد و ببینیم شرایط به چه سمتی خواهد رفت. اما درباره اثرگذاری این شبكه رادیویی باید به نكته دیگری اشاره كنم. دوستان ما چندان اهل جنجال نیستند. شاید یكی از اشكالات ما همین باشد كه دوستان چراغ خاموش یا بسیار آرام حركت می‌كنند. ما آرام و پیوسته در حال حركت هستیم. گاهی اوقات وقتی توضیح می‌دهم كه در حال حاضر دوستان ما در هشت یا نه رشته به صورت تخصصی گزارش ورزشی انجام می‌دهند تعجب می‌كنند و می‌گویند گاهی از رادیو چیز‌هایی می‌شنویم، اما از وجود چنین فعالیتی اطلاع نداشتیم.
هم من و هم خود بچه‌ها باید دست به دست یكدیگر بدهیم و فعالیت‌ها را بیشتر معرفی كنیم. ما در فضای مجازی تبلیغات زیادی انجام نمی‌دهیم و این نقطه ضعف ماست. باید این كار را بیشتر انجام دهیم و تا حدودی خودمان را معرفی كنیم.

برای مثال در فضای مجازی و اینستاگرام یك صفحه راه‌اندازی می‌كنیم و سپس اتفاقاتی رخ می‌دهد و دوباره فعالیت‌ها به عقب بازمی‌گردد.
اما واقعیت این است كه اكنون می‌توانم بگویم در نقطه‌ای قرار داریم كه حداقل می‌توانیم با قدرت سرمان را بالا بگیریم و بگوییم در چندین رشته گزارشگران تخصصی داریم. البته این تأیید را از اهالی فن و استادان گزارشگری نیز دریافت كرده‌ایم. خود شما بازخورد‌ها را گرفته‌اید. استاد شاكری نیز در این زمینه حضور داشته‌اند.
یك روز آقای جهانگیر كوثری به استودیوی ما زنگ زد و پرسید چه كسی در حال حاضر فوتبال را گزارش می‌كند. اینها اتفاقات خوبی است كه بعد از این چهار سال حداقل شاهد آن بوده‌ایم.
در رشته‌های دیگر نیز اتفاقات مهمی رخ داده است. برای نخستین بار هاكی را در فینال مسابقات آسیایی پخش كردیم.

نقطه ضعف عملكردی هم در رابطه با رادیو ورزش بانوان می‌بینید؟
به نظر من تنها نقاط ضعف ما در دو بخش است. یكی مسئله محل پخش و دیگری نیروی انسانی. اگر یك موج اف‌ام مستقل داشتیم شرایط متفاوت بود. از سوی دیگر تعداد نیرو‌های ما كم است. برای مثال نیرویی برای فعالیت در فضای مجازی نداریم و در بخش تخصصی بانوان مجبوریم دوباره از رادیو ورزش كمك بگیریم.
خود رادیو ورزش یك شبكه 24 ساعته است كه حجم زیادی از تولید محتوا و خبر دارد و به همین دلیل از نظر نیروی انسانی تا حدودی دست ما بسته است.
اگر بتوانیم این برنامه را پیش ببریم حتماً برنامه داریم كه در فضای مجازی نیز فعالیت بیشتری داشته باشیم و بتوانیم دیده شدن فعالیت‌های دوستانمان را گسترش دهیم تا مخاطبان بدانند چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است و پشت صحنه گزارش‌های بچه‌ها را نیز ببینند.
ما بیشتر لیگ‌ها را در رشته‌های گروهی پخش می‌كنیم و این اتفاق بسیار مهمی است. بازخورد‌هایی كه از جامعه ورزش و ورزشكاران دریافت كرده‌ایم نیز مؤید همین موضوع است.
ورزشكارانی هستند كه هیچ‌گاه در رسانه ملی و حتی در رسانه‌های دیگر به ویژه در رشته‌های گروهی دیده و شنیده نشده‌اند. شما خودتان والیبال را گزارش می‌كنید و نام بازیكنان والیبال را در جریان مسابقات مطرح می‌كنید.
در تیم ملی شاید شرایط تا حدودی متفاوت باشد. بازیكنان تیم ملی در مسابقات خارجی اعزام می‌شوند و ممكن است اعضای تیم ملی از طریق فضای مجازی یا عملكرد خودشان بیشتر شناخته شوند، اما در لیگ‌ها این اتفاق به شكل گسترده رخ نمی‌داد.
وقتی ما لیگ والیبال را پخش می‌كنیم و نام تیم‌ها و بازیكنان را مطرح می‌كنیم بازخوردی كه گزارشگران از داخل سالن‌ها دریافت می‌كنند این است كه خانواده‌ها از شنیدن نام فرزندانشان كه از طریق رادیو ورزش و به صورت مستقیم از داخل سالن گزارش می‌شود خوشحال هستند.
به نظر من این اتفاق خوبی است. رسانه رادیو ورزش بانوان توانسته نشان دهد كه ورزش زنان و دختران می‌تواند به اندازه ورزش مردان جذاب باشد.
در این زمینه باید گفت كه در دنیای امروز بحث جنسیتی نیست بلكه بحث رقابت است. مسابقه و رقابت فی‌نفسه جذاب است.
البته در بخش آقایان معادلات دیگری نیز وجود دارد. برای مثال وقتی درباره تیم‌هایی مانند پرسپولیس و استقلال صحبت می‌كنیم هواداری گسترده‌ای شكل گرفته است.
من زمانی كه تهیه‌كننده برنامه «هوادار» بودم و پنجشنبه‌ها برنامه داشتیم مشاهده می‌كردم كه كافی بود نام پرسپولیس و استقلال را مطرح كنیم یا حتی به جای واژه شهرآورد تنها درباره دربی صحبت كنیم. پیامك‌ها به سرعت ارسال می‌شد.
دلیل آن نیز این است كه برند این تیم‌ها طی سالیان طولانی شكل گرفته و تاریخچه بزرگی از زمان تاج و استقلال و پیروزی و پرسپولیس ایجاد شده است. در نتیجه هواداری گسترده‌ای شكل گرفته است.
در بخش بانوان هنوز چنین هواداری گسترده‌ای شكل نگرفته است. هواداری از تیم‌های بانوان به آن شكل وجود ندارد و حتی امروز نیز بسیاری از خانم‌ها هوادار تیم‌های آقایان هستند.
به همین دلیل برای شكل‌گیری هواداری در ورزش بانوان همچنان نیاز به زمان و فعالیت رسانه‌ای بیشتری وجود دارد.

شاید رادیو ورزش بانوان خواسته و ناخواسته تفاوت میان ورزش مردان و زنان را از بین می‌برد.
از جانب مخاطب عرض می‌كنم كه خود مسابقه جذاب است. به‌ویژه زمانی كه مسابقه ملی باشد و پای پرچم و نام كشور در میان باشد. در این شرایط دیگر تفاوتی نمی‌كند كه یك ورزشكار مرد در مسابقه شركت می‌كند یا یك ورزشكار زن. وقتی صحبت از ایران و نمایندگی كشورمان است موضوع متفاوت می‌شود.
امروز نام بسیاری از قهرمانان زن كشورمان برای مردم شناخته شده است. با رشدی كه ورزش بانوان در حوزه مدال‌آوری داشته است سهم دختران ورزشكار از اعزام‌ها و مسابقات مختلف چه در المپیك و چه در مسابقات آسیایی با مردان برابری می‌كند و حتی در برخی رشته‌ها از سهم مردان نیز بیشتر است.
در این بخش دیگر موضوع جنسیتی نیست و بحث كشور و رقابت مطرح است. تنها در مسابقات داخلی تا حدودی تفاوت وجود دارد كه دلیل آن به برندینگ و هواداری بازمی‌گردد. این سابقه در ورزش بانوان شكل نگرفته است.
برای مثال پرسپولیس به تازگی در فوتبال بانوان صاحب تیم شده و استقلال نیز به تازگی وارد لیگ شده است؛ بنابراین سابقه طولانی برای ایجاد هواداری و كار روی این بخش وجود نداشته است. باید ببینیم در ادامه چه میزان هواداری برای این تیم‌ها شكل خواهد گرفت.
مخاطب در هر حال هوادار است و بخش عمده جذابیت نیز به خود رقابت بازمی‌گردد. شما خودتان زمانی كه گزارش مسابقات را انجام داده‌اید این موضوع را مشاهده كرده‌اید و حتماً بازخورد‌ها و پیامك‌های مخاطبان را دیده‌اید.
ما سیستم پیامكی برخط داریم و گوینده و مجری می‌تواند حداقل از طریق پیامك بازخورد مخاطبان را دریافت كند.

نیروی انسانی را یكی از نقاط ضعف خود توصیف كردید. در كدام بخش بیشتر این ضعف را احساس می‌كنید؟
با توجه به اینكه رادیو ورزش بانوان به صورت تخصصی در حوزه ورزش بانوان فعالیت می‌كند نیاز به گزارشگران جدید نیز به شدت احساس می‌شود. ما چندین بار در این زمینه تلاش كرده‌ایم و حتی برای فدراسیون‌ها و مراكز مختلف نامه ارسال كرده‌ایم.
از فدراسیون‌ها و حتی خبرگزاری‌ها درخواست كردیم كه اگر از میان مربیان و بازیكنان افرادی علاقه‌مند به گزارشگری هستند معرفی شوند. حضور افرادی كه با قوانین رشته‌ها آشنایی دارند می‌تواند كمك زیادی به كار ما كند.
این نامه‌نگاری‌ها چند بار با اتفاقات مختلف از جمله شهادت رئیس‌جمهور و پس از آن جنگ 12 روزه مواجه شد، اما آموزش گزارشگران همچنان یكی از نخستین برنامه‌های ماست. قصد داریم فراخوان بدهیم و دوره‌های آموزشی برگزار كنیم.
نظر شخصی من این است كه اگر دوستان از جامعه ورزش یا از میان خبرنگاران حرفه‌ای حوزه ورزش باشند كار ما راحت‌تر خواهد بود. این افراد در مرحله تست یك گام جلوتر هستند، زیرا با رشته ورزشی و تخصص آن آشنایی دارند.
پس از آن می‌توان روی صدای فرد و توانایی گزارشگری او كار كرد و تست حرفه‌ای گزارشگری گرفت. در مرحله نخست آشنایی با رشته و تخصصی بودن فرد اهمیت دارد و اگر فرد از میان ورزشكاران یا خبرنگاران تخصصی آن حوزه انتخاب شود یك مرحله را در واقع پشت سر گذاشته است.
با این حال ما حتماً به گزارشگران جدید نیاز داریم. رشته‌های ورزشی متعدد هستند و نمی‌توان انتظار داشت یك گزارشگر همزمان در چندین رشته فعالیت كند. برای مثال زمانی كه شما در حوزه والیبال گزارش می‌كنید نمی‌توانید همزمان در رشته دیگری نیز حضور داشته باشید؛ بنابراین حتماً باید افرادی در كنار گزارشگران فعلی تربیت شوند تا بتوانیم تعداد گزارشگران را افزایش دهیم.
این موضوع به ویژه در شهرستان‌ها اهمیت بیشتری دارد. زمانی كه یك مسابقه در اصفهان برگزار می‌شود نمی‌توان انتظار داشت مانند مسابقات آقایان گزارشگر را از تهران اعزام كنیم. بودجه‌ها محدود است و از سوی دیگر باشگاه‌ها نیز معمولاً مشاركت زیادی در این حوزه ندارند.
باشگاه‌ها هزینه‌های زیادی در بخش‌های مختلف انجام می‌دهند و اقدامات متعددی را دنبال می‌كنند، اما در زمینه هزینه اعزام گزارشگر همكاری چندانی صورت نمی‌گیرد. البته از آنجا كه تعداد گزارشگران ما نیز محدود است رفت‌وآمد و اعزام آنها دشوار خواهد بود.
ترجیح ما این است كه در استان‌ها گزارشگر تربیت كنیم. اگر برای مثال ذوب‌آهن در اصفهان مسابقه دارد یا هر تیم دیگری در یك استان مسابقه‌ای برگزار می‌كند گزارشگر همان منطقه بتواند مسابقه را پوشش دهد.

رادیو ورزش بانوان، نتیجه یك ایده دسته جمعی / نگاه جزیره‌ای را پشت سر بگذاریم

برای مثال اگر خاتون بم كه یكی از تیم‌های موفق فوتبال است در زمین خود مسابقه دارد گزارشگر همان منطقه بتواند این مسابقه را گزارش كند.
این موضوع با نگاه تمركززدایی و توجه به استان‌ها و شهرستان‌ها نیز همخوانی دارد. توجه ویژه به شهرستان‌ها و استان‌ها در سند تحول پنج‌ساله رئیس سازمان نیز مورد تأكید قرار گرفته است.
یكی از نخستین برنامه‌های ما این است كه بتوانیم كلاس‌های گزارشگری برگزار كنیم و این دوره‌ها به صورت آنلاین در اختیار استان‌ها نیز قرار گیرد تا علاقه‌مندان در استان‌های مختلف بتوانند از این آموزش‌ها استفاده كنند.
در مراحل بعد نیز امیدواریم بتوانیم از گزارشگران خود استان‌ها برای پوشش مسابقات ورزشی بانوان استفاده كنیم.

آیا ممكن است رادیو ورزش بانوان به اندازه‌ای پیشرفت كند كه دیگر نیازی به پلتفرم مستقل نداشته باشد و بتواند به تنهایی یك رسانه كامل باشد؟
در دنیای رسانه‌ای امروز اساساً چنین امكانی به این معنا كه یك رسانه خود را از سایر بستر‌های انتشار بی‌نیاز بداند وجود ندارد. رقابت در دنیای امروز رسانه بسیار دشوار است و این موضوع تنها مربوط به ما نیست بلكه در همه جای دنیا چنین شرایطی وجود دارد.
به نظر من هرچه ابزار‌های پخش بیشتری در اختیار داشته باشیم بهتر است. اینكه بگوییم یك پلتفرم را نمی‌خواهیم و تنها به یك شیوه پخش اكتفا كنیم با شرایط رسانه‌ای امروز و به ویژه با نیاز‌های نسل جدید و جوان همخوانی ندارد.
نسل جدید ارتباط بسیار نزدیكی با تلفن همراه دارد و پلتفرم‌ها این امكان را فراهم می‌كنند كه مخاطب در فضای شخصی خود و در هر مكانی بتواند برنامه مورد نظرش را پخش كند و بشنود یا ببیند؛ بنابراین چرا باید چنین گزینه‌ای را از دست بدهیم و بگوییم تنها باید از اف‌ام استفاده كنیم؟ اف‌ام مختصات خاص خود را دارد و بدون تردید مخاطبان زیادی دارد، اما در كنار آن باید دسترسی به پلتفرم نیز وجود داشته باشد. امروز حتی امكان شنیدن رادیو از طریق پلتفرم وجود دارد. از طریق پلتفرم ایران صدا می‌توان همزمان رادیو ورزش را نیز شنید.
به نظر من باید به نقطه‌ای برسیم كه از تمام ظرفیت‌های پخش استفاده كنیم و خودمان را به یك بستر محدود نكنیم. حتی اگر یك بستر پرمخاطب باشد ممكن است مخاطبی وجود داشته باشد كه ترجیح دهد برنامه را از طریق بستر دیگری بشنود.
هیچ رسانه‌ای نباید چنین فرصتی را از دست بدهد. به همین دلیل است كه امروز پشتوانه بسیاری از رسانه‌ها فضای مجازی است و بیشتر رسانه‌ها از پلتفرم‌ها و شبكه‌های اجتماعی نیز استفاده می‌كنند تا محتوای تولیدشده را بازنشر كنند؛ بنابراین این بستر‌ها نباید از یكدیگر جدا شوند بلكه باید گسترش پیدا كنند. ما حتی با دوستان جلسه‌ای داشتیم كه از یوتیوب نیز استفاده كنیم و در كنار آن اینستاگرام و سایر شبكه‌های اجتماعی را نیز در نظر بگیریم.

فكر می‌كنید مخاطب را به خوبی می‌شناسید؟
مخاطبان امروز انتخاب می‌كنند. شرایط مانند گذشته نیست كه مخاطب تنها یك راه برای دسترسی به رسانه داشته باشد. یك نفر ممكن است مخاطب فضای مجازی باشد و فرد دیگری همچنان از اف‌ام استفاده كند؛ بنابراین به نظر من باید آنقدر گسترده فعالیت كنیم كه همه مخاطبان بتوانند ما را ببینند و بشنوند.
رادیو ورزش تاكنون نیز در همین مسیر حركت كرده است. امیدوارم در آینده شرایطی فراهم شود كه مانند شبكه ورزش سیما كه در ابتدا در كنار شبكه سه فعالیت می‌كرد و بعد به یك شبكه مستقل تبدیل شد، شبكه ورزش بانوان نیز به یك شبكه مستقل تبدیل شود.
در این صورت می‌توانیم ساعت پخش بیشتری داشته باشیم و تعداد بیشتری از رشته‌های ورزشی را از طریق این شبكه پوشش دهیم.
علاوه بر برنامه‌سازی، نقطه قوت این شبكه پخش مسابقات از طریق گزارشگران حرفه‌ای است. البته همه رشته‌های ورزشی برای شنیدن از طریق رادیو جذاب نیستند. برخی رشته‌ها مانند تیراندازی و برخی رشته‌های دیگر از نظر شنیداری جذابیت كمتری دارند و حتی در مواردی از نظر تصویری نیز برای مخاطب جذابیت بالایی ندارند.
این موضوع در همه جای دنیا وجود دارد. به جز مسابقات المپیك و رقابت‌های ملی، برخی رشته‌ها حتی از طریق گزارش نیز جذابیت چندانی ندارند. در بعضی رشته‌ها حالت رقابتی و هیجان و فراز و فرود لازم برای ایجاد جذابیت شنیداری وجود ندارد و ممكن است برای شنونده خسته‌كننده باشد.
هدف ما این است كه به نقطه‌ای برسیم كه یك شبكه مستقل با تعداد نیرو‌های حرفه‌ای بیشتر و رشته‌های ورزشی بیشتر و كنداكتور مفصل‌تر داشته باشیم تا بتوانیم بخش عمده رشته‌های قابل پخش را پوشش دهیم و در حق رشته‌هایی كه امكان پخش دارند اجحاف نشود.
همچنین بتوانیم نام ورزشكاران بیشتری را از نقاط مختلف ایران و حتی از دل روستا‌ها و مناطق مختلف كشور به مردم معرفی كنیم تا مخاطبان با این ورزشكاران و فعالیت‌های آنها آشنا شوند.
در پایان نیز نكته دیگری وجود دارد كه دوست داشتم در سازمان صداوسیما اتفاق بیفتد و در سند تحول نیز به آن توجه شده است و آن هم‌افزایی میان بخش‌های مختلف است.

این هم افزایی به چه معنا می‌تواند باشد؟
مخاطبان ما بخش‌های مختلف صداوسیما را جدا از یكدیگر نمی‌بینند. مخاطب معاونت سیاسی، معاونت برون‌مرزی، معاونت استان‌ها و سایر بخش‌ها در نهایت همه ما را مجموعه‌ای از یك رسانه می‌داند كه در كنار یكدیگر فعالیت می‌كنیم و از دید مخاطب از یكدیگر جدا نیستیم.

این هم‌افزایی یكی از اتفاقاتی است كه دوست دارم شكل بگیرد. البته ما با دوستانمان در واحد سیاسی و خبرنگاران این بخش ارتباط دوستانه و كاری داریم، اما این ارتباط می‌تواند شكل گسترده‌تری پیدا كند.
اگر قرار باشد رادیو ورزش بانوان در آینده توسعه پیدا كند یكی از مواردی كه دوست دارم اتفاق بیفتد این است كه مجموعه‌هایی كه با آنها همكاری داریم به صورت جزیره‌ای عمل نكنند.
اگر نقطه قوتی در رادیو ورزش بانوان شكل می‌گیرد تلویزیون نیز از آن استفاده كند و واحد سیاسی نیز بتواند از این ظرفیت بهره بگیرد. در استان‌ها نیز همین اتفاق می‌تواند رخ دهد.
این هم‌افزایی كمك می‌كند كه برای یكدیگر ضریب دیده شدن و شنیده شدن ایجاد كنیم و از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌هایی كه در نقاط مختلف كشور وجود دارد نهایت استفاده را ببریم.

برای مثال اگر یك گزارشگر از واحد سیاسی برای پوشش یك مسابقه اعزام می‌شود می‌تواند همزمان گزارش كامل یك مسابقه والیبال یا رشته دیگری را نیز برای ما انجام دهد. به جای اینكه تنها برای تهیه یك باكس خبری به مسابقه اعزام شود می‌توان از این ظرفیت استفاده كرد.
نباید جزیره‌ای نگاه كنیم. برای مثال اگر گزارشگر یك واحد برای پوشش یك رویداد اعزام می‌شود باید بتواند برای بخش دیگری نیز فعالیت كند. ممكن است زمان كافی برای این كار نداشته باشد، اما به هر حال هزینه اعزام‌ها سنگین است و این هزینه از بیت‌المال پرداخت می‌شود؛ بنابراین باید از فرصت تخصصی نیرو‌ها نیز استفاده كنیم.
اگر روزی به این درجه برسیم كه همه ما یك مجموعه هستیم اتفاق بسیار خوبی خواهد بود. حتی در مقطعی از راه‌اندازی رادیو ورزش بانوان كه شما نیز به یاد دارید در روزنامه‌های دیگر با همكارانم همكاری داشتم. در روز‌های ابتدایی كه تعداد نیرو‌های خانم رادیو ورزش بانوان كم بود همكاران مطبوعاتی ما به عنوان كارشناس با مجموعه همكاری می‌كردند.
امروز كه ورزش بانوان در سازمان صداوسیما رشد فزاینده‌ای داشته است باید تا آنجا كه می‌توانیم به یكدیگر كمك كنیم. بحث من درباره افراد نیست. اینجا یك اتفاق و یك جریان شكل گرفته است كه باید رو به جلو حركت كند. كسانی كه نگاه تیمی و همكاری دارند و نگاه استفاده فردی از مجموعه ندارند می‌توانند در این مسیر مؤثر باشند. چه اشكالی دارد كه همه با یكدیگر كار كنیم و از ظرفیت‌های موجود استفاده كنیم؟

ایده راه‌اندازی رادیو ورزش بانوان از چه كسی بود؟
باید بگویم این یك ایده جمعی بود. به این نتیجه رسیده بودند كه ظرفیت ورزش بانوان و ارزش آن به اندازه‌ای است كه دیگر در قالب موجود رادیو ورزش به تنهایی نمی‌گنجد.
نخستین ایده در جلسه‌ای با حضور آقای جبلی و شورای مدیران و معاونان مطرح شد. آقای دكتر آذرمكان كه در آن زمان مدیر شبكه ورزش و مدیر گروه ورزش و تفریحات و مدیر گروه ورزش همگانی و تفریحات شبكه ورزش بودند پس از بازگشت از جلسه درباره این موضوع صحبت كردند.
ما پیش از آن نیز یكی دو بار درباره سهم كم ورزش بانوان از كنداكتور رادیو ورزش صحبت كرده بودیم. در همان جلسه با آقای جبلی این ایده شكل گرفت كه می‌توان بر بستر پلتفرم ایران صدا چنین شبكه‌ای را راه‌اندازی كرد.
پس از آن بلافاصله كار را آغاز كردیم و با سرعت نسبتاً خوبی این شبكه راه‌اندازی شد. تجربه بنده و همكارانم در رادیو ورزش نیز كمك كرد كه این اتفاق با سرعت بیشتری شكل بگیرد.
این موضوع در دوره وزارت آقای سجادی نیز دنبال شد. آقای سجادی به دلیل آشنایی با رادیو ورزش و سابقه طولانی فعالیت به عنوان مدیر و كارشناس در این شبكه شناخت خوبی از این مجموعه داشتند. در آن دوره در وزارتخانه نیز خانم كاظمی‌پور حضور داشتند و قرار بود حمایت‌هایی از سوی وزارتخانه صورت گیرد.
حمایت معنوی صورت گرفت و در طول این سال‌ها ارتباط ما نیز بیشتر شده است، اما حمایت مادی به آن شكل انجام نشد. البته آقای سجادی قول داده بودند كه در برخی بخش‌ها كمك‌هایی صورت گیرد.
ضرورت راه‌اندازی این شبكه نیز در دفتر آقای جبلی و با حضور آقای آذرمكان و آقای بخشی‌زاده و در شورای معاونان مطرح و پیگیری شد و پس از آن راه‌اندازی شبكه انجام گرفت.
البته كاستی‌هایی نیز داریم و بدون تعارف نمی‌توانیم بگوییم كه در نقطه ایده‌آل قرار داریم و همه چیز كامل است.
در اینجا لازم می‌دانم از همه همكارانم صمیمانه تشكر كنم و به ویژه از گزارشگران و تهیه‌كنندگانی كه در این مدت با ما همكاری كردند.
همچنین تأكید ویژه‌ای دارم كه گزارشگران خانم حتماً مورد توجه قرار گیرند و فعالیت آنها هر جا كه امكان دارد پخش و منتشر شود. گزارشگران خانم از ابتدای راه‌اندازی این شبكه تا امروز با دشواری‌های زیادی گزارش كرده‌اند.
ما مانند آقایان تصاویر بسیاری از رشته‌ها را در اختیار نداریم. در مسابقات آقایان تصاویر بازیكنان روی تلویزیون‌ها و نمایشگر‌های بزرگ با جزئیات بیشتری در اختیار گزارشگر قرار می‌گیرد، اما شرایط برای گزارشگران زن متفاوت است.
دخترانی كه از ابتدای راه‌اندازی این كانال در كنار ما كار كردند و پا به پای بنده فعالیت داشتند حتی در بسیاری موارد بیشتر از من تلاش كردند.
دلیل آن نیز این است كه در روز‌های ابتدایی از سوی برخی همكاران با انتقاد‌های شدیدی مواجه بودند. درباره استفاده از واژه‌ها و اصطلاحات مختلف به آنها ایراد گرفته می‌شد و آنها مجبور بودند از طریق صفحه تلفن همراه گزارش كنند.
گزارش یك مسابقه 90 دقیقه‌ای و كامل والیبال كه ممكن است سه ست یا پنج ست طول بكشد در چنین شرایطی بسیار دشوار است. گزارشگر باید بازیكنان را از طریق صفحه تلفن همراه و در ابعادی بسیار كوچك ببیند و در عین حال با سرعت بالای بازی همراه باشد.
شما خودتان كه گزارش كرده‌اید می‌دانید كه كوچك‌ترین اشتباه در تشخیص بازیكن یا صحنه می‌تواند مشكل ایجاد كند. گزارشگر باید تمام مدت حواسش به صفحه تلفن همراه باشد تا در آن سرعت بالا دچار خطا نشود.
این مسئله به نوعی یك مشكل ساختاری نیز محسوب می‌شود. بسیاری از بازی‌های زنان حتی در شرایطی كه امكان پخش وجود دارد با محدودیت‌های تصویری مواجه هستند و همین مسئله كار گزارشگران را دشوارتر می‌كند.
در مسابقات بین‌المللی نیز گاهی حتی محل پخش تصاویر را نمی‌توان پیدا كرد. ممكن است خود میزبان نیز مسابقه را پخش نكند؛ بنابراین ما در بسیاری از موارد با مشكل دسترسی به تصویر مواجه هستیم و حتی برای فدراسیون‌ها نیز پیدا كردن تصاویر برخی مسابقات دشوار است.
با وجود این مشكلات گزارشگران خانم رادیو ورزش بانوان با سختی فراوان تا امروز این كار را انجام داده‌اند و تلاش كرده‌اند روزبه‌روز حرفه‌ای‌تر از گذشته گزارش كنند و هیجان گزارش‌هایشان نیز كاهش پیدا نكند.
در اینجا لازم است از تك‌تك همكارانم تشكر كنم. از تهیه‌كنندگانی كه در این مدت با ما همكاری كردند. از خانم سبحانی و خانم سلحشور و خانم كمالی و بسیاری از دوستان دیگری كه در این مسیر كنار ما بودند و پای كار ایستادند.
خانم اقدامی نیز از جمله همكارانی هستند كه در حال حاضر با ما همكاری می‌كنند. دوستان دیگری هم بودند كه در این مسیر همراه ما شدند و با وجود فشار‌های زیادی كه متأسفانه از بیرون وجود داشت به كار خود ادامه دادند.

نگاهی مثبتی كه اكنون به این رسانه وجود دارد از ابتدا هم وجود داشت؟
خیلی‌ها به یاد دارند كه در همان روز‌های نخست گفته می‌شد این شبكه دوام نمی‌آورد. گفته می‌شد راه‌اندازی آن صرفاً یك نمایش است و ادامه پیدا نمی‌كند. حتی گفته می‌شد فعالیت بانوان جنبه تبلیغاتی و نمایشی دارد و دوام نخواهد داشت.
این صحبت‌ها با توجه به اینكه همزمان مسئولیت گروه دیگری را نیز بر عهده داشتم و در كنار آن فعالیت بانوان را دنبال می‌كردم فشار زیادی ایجاد می‌كرد. با وجود همه این سختی‌ها بچه‌ها خسته نشدند و روحیه خود را از دست ندادند و به كار ادامه دادند.
امروز خدا را شكر می‌كنم كه می‌بینم همكاران با انگیزه بیشتری برای پخش مسابقات آماده هستند و اشتیاق آنها بیشتر شده است.
ان‌شاءالله بتوانیم با همین روحیه جمعی كه در میان دوستان وجود دارد به اهدافی كه برای این شبكه در نظر گرفته‌ایم و به نقطه ایده‌آل برسیم.

دسترسی سریع
1 مناسبت