تاریخچه

تاریخچه ورزش اسب‌ دواني و سواركاري

بازگشت

 

اسب حيواني است بسيار سودمند كه از روزگاران بسيار كهن، همواره يار و همراه انسان بوده است و كمتر تمدني يافت مي‌شود كه در آن از اين حيوان نام و نشاني نباشد. نياز به اسب و بهره‌برداري به شكل‌هاي مختلف از اين حيوان سبب شده كه انسان تلاش كند اسبهاي بهتري پرورش دهد و از آن براي شكار، حمل و نقل، كشاورزي، ارتباطات، جنگ، ورزش و تفريح استفاده كند. در تمدنهاي دوره باستان، از اسب اين چهارپاي تيز تك بسيار استفاده مي‌شده و به ويژه در جنگلها و لشكركشي‌ها، اسب نقش با اهميتي داشته است. در جنگ‌هاي باستان هر يك از دو لشكر كه اسب بيشتري داشت و بهتر مي‌توانست از آن استفاده كند امكان بيشتري براي پيروز شدن داشت.

اسب دوانی در تاریخ و گذشته ایران

علاقه به ورزش اسب‌سواري، چه در زمان صلح و چه در هنگام جنگ از جمله خصوصيات برجسته ايرانيان بوده و ايران از زمان‌هاي دور مركز پرورش نژادهاي مختلف است و نگاهداري و تربيت آن به شمار مي‌رفته است.

اسب‌سواري، طي كردن، مسافت‌هاي طولاني در بيابانها، آباديها و شهرها با سرعت زياد بود و بدين جهت همانطور كه در كتاب اوستا ذكر شده اسب‌سواري از حوايج عمومي و قسمتي از تربيت لازم براي افراد به شمار مي‌رفته بطوريكه هر اسبي سوار غافل خود را نفرين و دلاوران سواركار خود را دعا كرده است. در ايران باستان جوانان سوار كار هميشه مورد عنايت ايزدان بودند و اين ايزدان به اسبان ايشان بودند كه همانند يونانيان زين و ركاب به كار مي‌بردند و به يكپاره بر روي اسب مي‌پريدند. اين طرز سوار شدن بر اسب نزد يونانيان، شيوه پارسي نام داشت. اسبان ايراني به جاي زدن پارچه زري دوزي شده‌اي كه منقش به تصاوير جانداران و مناظر شكار بود داشتند و تا آنجا كه معلوم است تا زمان ساسانيان، سواران ايراني رككاب به كار نمي‌بردند و احتمالاً از وسيله ديگري به جاي ركاب استفاده مي‌كردند كه امروزه اثري از آن در دست نيست. سواران ايراني در حال يورتمه و تاخت، روي اسب راست مي‌نشستند و دهانه آن را چنان به دست مي‌گرفتند كه اندامشان با سر و گردن اسب يك زاويه قائمه تشكيل مي‌داد.

تاريخ شهادت مي‌دهد كه كودكان ايراني در دوره هخامنشي از 5 تا 7 سالگي اسب سواري و تيراندازي را مي‌آموختند. گزنفون مورخ و فيلسوف يوناني در كتاب كوروشنامه مي‌نويسد: چون كوروش محل مناسبي يافت پنج استاد از آن را كه تقريباً برابر يك كيلومتر است، با علامتي نشانه‌گذاري كرد و به سواراني كه نظر به مليتشان به گروه‌هايي تقسيم شده بودند دستور داد اسب‌دواني كنند. خود او با پارسيها اسب دواننده پيش افتاد، و واقعاً هم او در اسب‌دواني ماهر بود. در ميان مادها فردي به نام ارت‌باز پيروز شد و كوروش به او اسبي بخشيد. در تاريخ هرودت نيز آمده است كه وقتي كه خشايارشاه با قشون خود از راه تسالي و آخاي به ولايت مليان مي‌رفت، در تسالي مسابقه‌اي بين اسبهاي پارس و تسالي ترتيب داد تا اسبهاي پارسي را بيازمايد، چون شنيده بود كه سواره نظام تسالي در يونان معروف است. در اين مسابقه برتري با اسبهاي پارس شد.


صفحات: 1  2  3  4  5  6